به سلامتی!

اینقدر خوشحالم که نمیدونم بخندم یا گریه کنم. از شما چه پنهون خبر که به دستم رسید خندیدم بلند بلند، بعد از چند دقیقه و بازخوانی نامه زدم زیر گریه. گریه خوشحالی اما.

دلم میخواست یکی بود تا خنده هامو باهاش قسمت میکردم، یکی که شریک شادیم میشد و میدید چشمام چطور میدرخشن. چه کنم که اون یکی نیست که نیست. هرچی فکر کردم به کی زنگ بزنم عقلم به جایی قد نداد. یعنی راستیاتش کسی رو پیدا نکردم که حالمو بفهمه.

اگرچه سرده اما همه جونم حرارته و شوق، بپرم سر کوچه شرابی بگیرم و بیام تنهایی جشن بگیرم و به سلامتی خودم و همه ی اونایی که از موفقیت من خوشحال میشن بنوشم. 

به سلامتی همه لوتییاش.

    

/ 2 نظر / 6 بازدید
علی

مرسی که به ما هم خبر دادی. ما هم به سلامتی خودت و به قول خودت اتانول را زديم به بدن. هميشه موفق و شاد باشی.

نانا

هورررررررررررررا. از صدات معلوم بود که چه برقی تو چشات بوده. هميشه خوش خبر باشی