شوق زندگی

چکاوک بیقراری است

میان سینه ام

حنجره گشوده

 آواز سر داده است.

گل زرد کوچکی است

سر برآورده

از شیار نازک یک دیوار.

خود آفتاب است

گرم و بی دریغ

یله بر ذرات تنم.

 

/ 0 نظر / 11 بازدید