کسی به ما نگفت که بيرون سوز و سرمای زمستان است

از یاد نمی برم

هرگز

لحظه های زیبای در تو تنیدن را

لحظه های شگرف دوست داشتنت را.

رها شدن در آغوشت و اعتماد به هرم بی دریغش،

به اوج رسیدن

و آنگاه

آرامش.

نوشتن این قطعه کو تاه بود. چیزی به ذهنم رسید و من رو به نوشتن وا داشت. نمیخوام به هیچ چیز فکر کنم جز به آنچه بین من و تو اتفاق افتاد. زمستان بود و سرما اما من و تو گرم بودیم.  

/ 0 نظر / 3 بازدید