تنها اگر دمی...

هیچ حوصله نوشتن ندارم, وقت هم که اصلن ندارم اما حیفم اومد که این قطعه رو از شاملو بخونم و اینجا نذارم.

تنها
    اگر دمی

کوتاه آیم از تکرار ِ این پیش ِ پا افتاده‌ترین سخن که «دوست‌ات
می‌دارم»
چون تندیسی بی‌ثبات بر پایه‌های ماسه
به خاک درمی‌غلتی
و پیش از آن‌که لطمه‌ی درد درهم‌ات شکند
به سکوت
می‌پیوندی.


پس، از تو چه خواهد ماند
چون من بگذرم؟
تعویذ ِ ناگزیر ِ تداوم ِ تو
تنها
تکرار ِ «دوست‌ات می‌دارم» است؟


با این همه
بغض‌ام اگر بترکد... ــ
نه
پَرّ ِ کاهی حتا بر آب بنخواهد رفت
می‌دانم!

 

/ 0 نظر / 21 بازدید