خسته ام، ميخوام که برم

دلم میخواد برم و دور بشم از این شهرهای پر هیاهو، این اتوبان ها و شاهراه های بی انتها و از این آسمان خراش های بتونی. خسته ام از شنیدن اخبار، جنگ، تجازو، بی عدالتی، فاجعه، کشتار دست جمعی، نفت، بازار سهام، مبارزه با تروریسم...

 حالم به هم میخوره از این تلاش بی امان برای داشتن بیشتر. از فکر کردن به خونه های چهار اتاق خوابه با چهار سرویس کامل و استخر و سونا و مالیات های سالانه ی بیست هزار دلاری وای که خسته ام.

 از فکر عوض کردن ماشین سال ۲۰۰۵ در سال ۲۰۰۷ گریه ام می گیره. از رفتن به شاپینگ سنترهای بی در و پیکر با تزیینات مضحک هر فصل و هر مناسبت و دیدن این همه کالای به درد نخور رنگ و لعاب دار می خوام که بالا بیارم.

وحشت میکنم وقتی به ده سال دیگه فکر میکنم، به این درد و مرضای جور وا جور، آلزایمر و پارکینسون و انواع و اقسام سرطان و افسردگی.

اصلن از همین کامپیوتر و ایمیل لعنتی هم کلافم. مسخره است که هر دو دقیقه یه بار میل باکسمو چک کنم یا هی اس ام اس و آف لاین و کوفت و زهرمار دریافت میکنم.

از این ماسماسک خفیف بلوتوت که این روزا تو گوش هر بنی بشری فرو رفته اعصابم خورده. صبح همچین که از خونه میرم بیرون و میشنم تو ماشین به گوشمه تا میرسم سر کار. دوباره همین که پامو میذارم از لب بیرون اولین این سیخ و تو گوشم صاف و صوف میکنم و بعد راه میفتم. خوب دیگه وقتی همه فک و فامیل و دوست و آشنات ازت دور باشن معلومه که دمت به ایمیل و مسنجر بسته است و سیخ و سه پایه هم تو گوشت.  نیست پیشترا پرداخت پول ماهیانه آب و گاز و برق و تلفن کم بود حالا به همه اونا قبض موبایل و های اسپید اینترنت و کیبل هم اضافه شده.

مسخره است زندگی به این سبک و سیاق و روز به روز هم مسخره تر میشه. من که میخوام برم. فقط دارم دنبال یه جا میگردم.  یه ده یا یه شهر خیلی کوچیک که بشه با دوچرخه رفت و آمد کرد.  دنبال بیدرکجایی میگردم خارج از قاره آمریکا. این کشورهای پیشرفته، شهرهای توسعه یافته،  بیمارستان ها و اداره های دولتی مجهز، مغازه ها و اجناس لوکس و خریدارهای مدرن، رستوران های چراغونی شده و کافی شاپ های پر دود و دم، اتوبان های مایل ها آسفالت شده، ماشین های نویگیتور دار و کروز کنترل دار، همه ی قبض ها و روش های آسان شده پرداختشان از طریق آنلاین، آی پاد و موبایل و مهمتر از همه این آدم های روشن فکر و آزادی خواه و انسان دوست و متمدن!!!! و هر ریز و درشت دیگه هم ارزونی همه ی شما نازنینان.       

/ 2 نظر / 5 بازدید
مزدور

سلام غربيه اين نيز بگذرد... (جون شما!!) ياحق.

زينب

منم می خوام برم خسته ام از همه چی همه جا همه کس