خودش


 

ستم بر زنان حرف جديد و نا مانوسی نيست، عمرش به قدمت تاريخ به قدرت رسيدن طبقات استثمارگر است. حلش اما از نظر ايديولوجيك و با برنامه ريزي مشخص در دنياي ما تازگي دارد.
مادامي كه مبارزه زنان از مبارزه كلي تر ضد سرمايه جدا شود، تلاش هاي فمينيست هاي رنگارنگ و قلم زني ها و سخن پراكني هاي بسيار ره به جايي نخواهد برد.
من به عنوان يك زن هيچ جنگي را عليه هيچ مردي بر نمي انگيزم، چرا كه جنگ جنسي انديشه ايست ويرانگر در جهت تقسيم نيروهاي مبارز عليه جامعه طبقاتي و قوين معتقد هستم كه تنها مبارزه طبقاتي است كه به آزادي زنان مي پردازد، مبارزه عليه دولت ها كه حافظ مردسالاري هستند.

فراموش نكنيم كه جمهوري اسلامي با شعار «يا روسري يا توسري» سالها زنان را به كنج خانه هايشان كشاند و با دادن شعار «بهشت زير پاي مادران است» وظيفه اصلي زنان را بچه زاييدن قلمداد كرد؛ از هر موي زن اشعه اي ساطع كردند كه مرد را به گناه وا مي دارد و اينگونه چادري سياه به سر و رويش كشيدند.
آمارگيري سال 1365 ابراز مي دارد تنها 8.86 درصد از كل نيروي شاغل به كار را زنان تشكيل مي دهند، اين رقم در كانادا 44 % در سويد 48% در پاكستان 11.35 و در هندوستان 13.4% مي باشد، چرا كه خميني در كتاب نهضت خميني صفحه 179 گفته بود: از تساوي حقوق اظهار تنفر كنيد و از دخالت زن ها در اجتماع كه مستلزم مفاسد بيشمار است ابراز انزجار و دين خدا را ياري كنيد.
به ياد داشته باشيم هر جا ستم است مقاومت هم هست. زنان و دختران ايران تن به خفت و بندگي و تحقير ندادند، زنان در اين سال ها شجاعانه مبارزه كردند.

نه تنها 8 مارس كه هر روز روز زنان است، تنها در اين روز تجديد عهدي مي كنيم براي مبارزه اي سر سختانه نه عليه مردان بلكه عليه ظلم و ستم و استثمار با آرزوي بر قراري جهاني بهتر و انساني تر.

يك غريبه