خودش


 

همش از موفق شدن حرف ميزدي
ميگفتی بايد به حرفاي پدر مادرت گوش بدي
بايد درس بخوني تا موفق بشي
شغل خوب بگيري،
خونه بخري، ماشين بخري
خونه بزرگ و مجلل، ماشين آخرين مدل
دنبال اين بودي كه زندگي راجت براي خانواده ات مهيا كني
فكر پول دراوردن بودي
تا بتوني سفر كني، چيزايي كه دوست داري بخري
با ادمايي كه هم شانت هستن معاشرت كني
شيك بپوشي، خوب بخوري و راحت خرج كني
همه اينا رو گفتي و من گوش دادم
اما نفهميدم كه تو ميخواي خوشبخت بشي يا كامل؟؟؟؟؟
خوشبختي يا تكامل؟؟؟!!!!

***
شادي جاشو به غم ميسپاره
اما غم هم موندگار نيست.
عشق به تنفر تبديل ميشه
اما تنفر هم از زلال دلها زدوده ميشه.
خنده رو لبامون، حلقه ميشه و
به جاي اشك ميشينه توي چشامون.
حس تلخ دلتنگي...
و شعف وصف ناپذير دوباره با هم بودن.

هيچ چيز موندگار نيست
زيبايي، خشم، غم، عشق...
پاييز جاشو به زمستون ميده و زمستون به بهار
آدم ها هم عوض ميشن
احساساتشون هم فرق ميكنه،
در مسير حيات، در گذر زمان.

«زندگي حركتي است از بودن به سمت شدن، به سوي آنچه بايد باشيم و نيستيم»


***
زندگي چيزي نيست كه اتفاق مي افته، بلكه آنچه به خاطر مي آيد و چگونگي به خاطر آوردن آن است.
ماركز

يك غريبه