خودش


 

خودمو دوست ندارم وقتي بي حوصلم
ولي كاريش نمي شه كرد بببببببببببببببببببببببببببي حو-ص-لم.

غمگين نيستم اما دلم نمي خواد حرف بزنم
حوصله ندارم لبامو حركت بدم و چيزي بگم.

حتي حوصله اينكه به آدما نگاه كنم هم ندارم
وقتي اينجوريم دوست ندارم چشمم تو چشمشون بيفته
چون اون نگاه مهربون تو چشمام نيست.

خيلي بد و بدجنس مي شم
همه رو ناراحت مي كنم
دلشونو مي شكونم، حتي اونايي رو كه دوست دارم.

خيلي تلخ و غير قابل تحمل مي شم
حتمن يه چيزي حالمو گرفته و خودم خبر ندارم؟؟؟!!!!!!!!

نمي خوام مهربون باشم
همينجوري خيلي بهتره
هر كي هم دوست نداره خوش اومده.
به قول قندون هميني كه هست، شوخي هم ندارم، حوصله هم ندارم.

نفهميدم وسط اين همه كار و درس و كوفت و زهرمار
كي فرصت بي حوصله شدن رو پيدا كردم؟!
اما اينم مهم نيست كه كي و چگونه
فعلن همينه كه هست
خيلي ناراحتي
برو پي كارت
فراموشم كن
نمي دوني چطور؟ سخت نيست
بيا بهت ياد بدم چجوري به دو سوت يكي رو فراموش كني.

حوصله ندارم بنويسم.

يك غريبه